عشق و غزل بهار شعر است و شما بهار دل
عشق و غزل کنار ما ، شعر شما کنار دل

تاب و تب و قرار ما تازگی و بهار ما
تازه شده تب شما در سر بیقرار دل

دل چه کند اگر دمی می نرود ز شهر غم
غم چه کند اگر دما دم نکند شکار دل

اختر تابناک این دفتر تیره جامه ای
آتش شعر ما شما ، نام شما به کار دل

هستی جان فزا تویی روح مرا جلا تویی
آه و فغان ز دوریت ناله ی آشکار دل

در دل شب رسیده از راه حضور گرم تو
شعله زده دیار جان زنده شده دیار دل

منتظران یاری ات منتظران صلح تو
چشم و امید عالمی مانده به انتظار دل

شعر از : محمدحسین داودی