جــــــان پــدر کجـــــاســــــتی ؟
درد مرا دواستی
زخم مرا شفاستی
روحی و جانفزاستی
جان پدر کجاستی؟
جان مرا تو سوختی
رنج مرا نواختی
روح مرا گداختی
روضه ی آشناستی
شام مرا تو کوکبی
بهر برهنه مرکبی
خون حسین و زینبی
خون خود خداستی
خون تو آبروی من
زخم تو در گلوی من
قسمت و آرزوی من
می شود آنچه خواستی
دست وسرت فدا شده
جسم و تنت جدا شده
در گذری رها شده
از سر و تن رهاستی
شعر از :محمد حسین داودی
+ نوشته شده در بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت توسط محمد حسین داودی
|
گلاریشا