هدایت بوف کور
هدایت بوف کور
دو برادر شبیه به هم از شهر ری برای تجارت به بنارس هند سفر می کنند . یکی از دو برادر عاشق دختری که خادم یک معبد بودایی است می شود و به مذهب او درمی آید ، مدتی بعد دختر از او آبستن می شود . برای همین دختر را از خدمت معبد بیرون می کنند . بچه تازه بدنیا آمده که سر و کله ی برادر دیگر پیدا می شود و او هم عاشق همین دختر می شود . از آنجا که شبیه به برادرش بوده او را فریب می دهد . همینکه قضیه کشف می شود ، دختر از دو برادر می خواهد که آزمایش مارناک را بدهند . آزمایش از این قرار بود که هر دو برادر را در سیاهچال با مارناک می اندازند. وقتی فریاد یکی از آنها بلند می شود ، دهانه سیاهچال را باز می کنند تا آن یکی که هنوز مار نیشش نزده ، از آنجا فرار کند .
+ نوشته شده در بیست و دوم فروردین ۱۳۹۶ ساعت توسط محمد حسین داودی
|
گلاریشا