قفس . برای من بند بسته ات . تنگ است

نفس به شاعر تنها نشسته ات تنگ است

 

زمین . بدون تو همواره تیره و تار است

زمان برای طلوع خجسته ات تنگ است

 

چه می کنی ؟ به چه دل بسته ای ترانه ی من؟

غزل ز قافیه های شکسته ات تنگ است

 

بیا دوباره پی واژه کوچه را بدویم

دلم برای نفس های خسته ات تنگ است

 

تو در سکوتی و بغض زمانه در دل توست

دلی به خنده ی از گریه رسته ات تنگ است

 

تو یک تنی و هزاران قبیله پاپی تو

جهان برای تو و دار و دسته ات تنگ است

 

شعر از : محمد حسین داودی