چه شبها که دفترم را از واژه های سیاه پر می کرد

و در این روزهای تلخ

شاید فراموشش شده ام
رفیق نیمه راه
در  شهر  که پیدا نیست

ستاره روی سینه ی چه کسی می درخشد
قبل از آن که  تقدیر

رنجی تخدیری برای ما برگزیند

   شاید جدای از احساس و شعر

شاید

آنتوان تو را هرگز نمی بخشم 

      اشکهایم را دیگر هرگز نخواهی دید 

 

کاری از محمدحسین داودی